رسانه پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد (فرنا)؛ کشور عزیزمان ایران در طی تاریخ چند هزار ساله خود که روایتهای مختلفی از دوازده و سیزده هزار سال تا پنج هزار سال برای آن مطرح است و آنچه مکتوب، متقن و مستند است به سه تا چهار هزار سال پیش بازمیگردد فراز و نشیبهای فراوانی را پشت سر گذاشته است؛ فراز و نشیبهایی که بهگفته دکتر هادی اعظمی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، بهطور جدی از جغرافیای این سرزمین تأثیر پذیرفته است.
وی با اشاره به تهاجمات تاریخی به ایران اظهار کرد: «از اسکندر و تیمور بگیرید و مغولها و افغان و سایر اقوامی که به این سرزمین تهاجم کردند، تا دوره معاصر؛ همه اینها نشان میدهد ایران سرزمینی بهشدت پراهمیت و منحصر به فرد بوده است.»
او افزود: «در دوران معاصر، اگر چهارصد تا پانصد سال اخیر را در نظر بگیریم، به خاطر همین جغرافیای منحصر به فرد، پرتغالیها، هلندیها، انگلیسیها و در دوران معاصرتر آمریکاییها نگاه ویژهای به فلات ایران داشتهاند.»
به گفته این استاد دانشگاه، جغرافیا معمولاً از نگاه استعمار در خدمت جنگ، استعمار و اشغال بوده است، «اما از نگاه ما ایرانیها میتواند در خدمت صلح و در شرایط فعلی در خدمت دفاع باشد». او نمونه این نقش دفاعی را تنگه استراتژیک و ژئواستراتژیک هرمز دانست «که در ماههای اخیر بالاتر از وزن سلاح هستهای برای ما عمل کرده است».
وی تأکید کرد: «پس این جغرافیای منحصر به فرد است که چه از بعد جغرافیای محض در ارتباط با موضوعاتی مثل موقعیت جغرافیایی، حالت چهارراه کریدوری که داشته – که در دورههای مختلف بهعنوان پل پیروزی مطرح بوده و ارتباط شمال به جنوب و غرب به شرق را فراهم میکرد – و چه از منظر ذخایر و منابع استراتژیکی بهویژه در حوزه انرژی، همه و همه باعث شده است که مجموع نفت و گاز ما به روایتی رتبه اول دنیا را به خود اختصاص دهد. این عوامل دست به دست هم دادهاند که این جغرافیای خاص توجه قدرتهای جهانی و هژمون را به سمت خود جلب کند.»
او با تأکید بر اینکه این شرایط «هیچ ارتباطی به جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی بهعنوان نظام سیاسی روز ندارد» تصریح کرد: «چه نظام حاکم صفویه باشد، چه قاجار و زندیه و افشار، چه پهلوی و در نهایت جمهوری اسلامی؛ این جغرافیای محض است که همیشه اهمیت داشته و هدف توجه و فشار بوده است.»
وی ادامه داد: «بنابراین، سؤالها و شبهههایی که مطرح میشود مبنی بر اینکه انقلاب اسلامی چون در ستیز با نظام سلطه است، به همین دلیل همیشه تحت فشار و تحریم و تهدید بوده، بخشی از حقیقت را میگوید؛ بله، این هست و برگرفته از نظام عاشورایی جمهوری اسلامی ایران است که مقابل نظام سلطه ایستادگی کرده و خواهد کرد. اما فراتر از آن، این جغرافیای خاص است که در دورههای مختلف ایران را تحت تأثیر قرار داده است.»
جغرافیای ایران
این استاد جغرافیای سیاسی سپس به تحولات سالهای اخیر اشاره کرد و گفت: «از اینها که بگذریم، میرسیم به اینکه در سالهای اخیر و بهویژه ماههای اخیر، در یک سال گذشته، ما وقایع مختلفی را از سر گذراندهایم؛ جنگ دوازدهروزه، اتفاقاتی که در دیماه افتاد و به روایتی لقب کودتا به خود گرفت، و جنگ چهلروزه که البته ما در دوران سکون میدان قرار داریم همه اینها رخ داد.»
به گفته او، این اتفاقات اخیر نیز «باز برمیگردد به همان موضوعی که اشاره کردم» و همچنین میتواند ناشی از نظریات برخی صاحبنظران و ایدئولوگهایی باشد که در سالهای اخیر تئوریهایی درباره نظم جهانی و منازعات مطرح کردهاند.
وی در ادامه، با تأکید مجدد بر نقش جغرافیا گفت: «در کنار عوامل سیاسی و نظامی، جغرافیا برای ما بسیار پررنگ است؛ جغرافیایی که عمق استراتژیک دارد؛ برخلاف رژیم صهیونیستی که تقریبا یک هشتادوسوم کشور عزیز ما ایران است و تابآوری آن از بعد عمق استراتژیک بهشدت کم و ناقص است.»
او افزود: «در مجموع، این جغرافیا اعم از موقعیت، توپوگرافی، ذخایر و معادن، و شرایط گذرگاهی که اشاره کردم امروز در خدمت صلح و بهتر است بگوییم در خدمت دفاع قرار گرفته و بهعنوان یک عامل مهم عمل میکند. من از آن بهعنوان «ژنرال جغرافیا» یاد میکنم؛ ژنرالی که در کنار نیروهای مسلح ما توانسته نقشآفرینی کند.»
وی توضیح داد: «این جغرافیا در خدمت نیروهای مسلح ما در دفاع مقدس و بعد از آن قرار داشته و عامل دیگر، نیروهای غیور مسلح ما هستند؛ اعم از ارتش، سپاه، نیروی انتظامی، بسیج و سایر قوا در بخشهای مختلف. خوشبختانه این مجموعه عوامل و محورها توانستهاند مقاومت کنند و نقشههای نظام سلطه را نقش بر آب کنند.»
او با اشاره به تفاوت بودجههای نظامی گفت: «به لحاظ بودجههای نظامی، میبینیم بودجه سالیانه آمریکاییها حدود هزار و دویست میلیارد دلار است؛ یا مثلاً کشوری مثل عربستان، هشتاد و خردهای میلیارد دلار بودجه نظامی دارد، اما بودجه نظامی ما به ندرت به یازده میلیارد دلار در سال رسیده است. تفاوت بسیار فاحش و بالاست.»
این استاد دانشگاه افزود: «اما تکنولوژی نظامی آمریکاییها، با چند صد برابر بودجهای که به آن اختصاص دادهاند، در برابر ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران تابآوری کمتری داشته است؛ خوشبختانه تا اینجا، به اذعان همه کارشناسان نظامی، سیاسی و امنیتی، پیروز میدان ملت ایران بوده است و انشاءالله این پیروزی در آینده نهچندان دور رقم خواهد خورد.»
برخورد تمدنها، پروژه تجزیه و ژئوپلیتیک مقاومت
دکتر اعظمی در این زمینه به نظریه «برخورد تمدنها»ی ساموئل هانتینگتون اشاره کرد و گفت: «هانتینگتون در دهه نود میلادی موضوع برخورد تمدنها را مطرح کرد. او گفت چهار تمدن عمده و مطرح در دنیا وجود دارد. غربیها را جدا کرد که خودش هم غربی محسوب میشود و تمدن کنفوسیوسی را مطرح کرد با سرآمدی و رهبری چین؛ تمدن اسلاوی با مدیریت و سرکردگی روسیه؛ و تمدن اسلامی که گفتند لیدر و رهبری این تمدن اسلامی بر عهده ایران است.»
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «این در حالی است که ما نزدیک به شصت، شصتویک کشور اسلامی داریم که پنجاهوهفت تای آنها در سازمان همکاری اسلامی عضو هستند، اما هانتینگتون ایران را پررنگتر دید؛ با توجه به آن فرهنگ، تمدن و روحیه و ایدئولوژی بسیار خاصی که ایرانیها دارند.»
وی افزود: «در مجموع، این نگاه باعث شد که غربیها دریابند ایران محور مهمی در تمدن اسلامی است. از طرف دیگر، این تمدنهای رقیب (کنفوسیوسی، اسلاوی و اسلامی) هر کدام بهنوعی در برابر غرب قد علم کردهاند؛ ایران در تعاملات اقتصادی با چین همکاری دارد، با روسها کشوقوس دارد، ولی تقریبا در ده، دوازده سال اخیر، بهویژه بعد از اتفاقات سال ۲۰۰۱ و انفجار برجهای دوقلو، بهانه لازم به دست آنها داده شد تا حضور خود را در افغانستان (۲۰۰۱) و در عراق (۲۰۰۳) تثبیت کنند.»
او ادامه داد: «بعد از آن، به سبک دومینویی به سمت ایران هم آمدند؛ از جبهه مقاومت از لبنان و یمن و سوریه بگیرید تا اینکه گفتند مسأله، جمهوری اسلامی ایران است. یک سالی هست که دیگر عریان و بیپرده به سمت جمهوری اسلامی ایران آمدهاند. هدف آنها کوچک کردن جمهوری اسلامی است؛ اگر نتوانند آن را از بین ببرند و به سمت فروپاشی ببرند، تجزیه کشور خواهد بود.»
این استاد جغرافیای سیاسی تأکید کرد: «رژیم صهیونیستی نماینده غرب در منطقه خاورمیانه یا به تعبیر بهتر غرب آسیا است. هدف این است که قدرتی بالاتر از رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نداشته باشد. اگر قرار است قدرتی باشد، این کشور جمهوری اسلامی ایران است که یا باید مضمحل شود و به سمت فروپاشی پیش برود یا به سمت تجزیه کشیده شود.»
وی با اشاره به «پروژه تجزیهسازی» اظهار کرد: «استارت این پروژه سال گذشته، در بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴ خورده شد و این پروژه کماکان ادامه دارد. با این نگاه، آن پروژه برخورد تمدنها در اوج خودش قرار دارد و این برخورد تمدنها فراتر از رسیدن به نفت، گاز، ذخایر و جغرافیای ایران شده است؛ بحث، بحث وجودی است، بحث هویتی است، بحث مرگ و زندگی است؛ هم برای رژیم صهیونیستی و هم برای جمهوری اسلامی ایران.»
او افزود: «البته در این اتفاقات و در این پروژه، کشورهایی مثل ایالات متحده، ضمن اینکه در آرزوی محققکردن نابودی جمهوری اسلامی ایران هستند، از قبل این منازعه بهدنبال رسیدن به منافع و ذخایری هستند که در این جغرافیای منحصر به فرد قرار دارد. این منافع از اولویتهای بعدی آنها محسوب میشود، اما هدف اصلی، از بین بردن این مقاومت است.»
به گفته این استاد دانشگاه، «در سالهای اخیر، با همت جمهوری اسلامی ایران، این مقاومت تبدیل به ژئوپلیتیک مقاومت شده است و توانسته برنامهها، نقشهها و توطئههای نظام سلطه را در مهندسی قدرت جهانی به هم بریزد».
وی ادامه داد: «در مجموع، با این نگاه، اتفاقات رخ داد؛ در کنار چند عامل دیگر، از جمله عامل رهبری و مدیریت. امام شهیدمان در این چهل و هفت سال یعنی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، و بعد از ایشان، در طول سیوشش، سیوهفت سالی که مقام معظم رهبری سکاندار این نظام بودند، بهخوبی توانستند مهندسی کنند و شرایط را برای این مقاومت مهیا کنند. در این میان، رهبری حرف اول را میزند.»
او در ادامه، «حضور و پایبندی مردم» را عامل مهم دیگر دانست و تصریح کرد: «مهمترین نکته، تابآوریای است که ملت عزیزمان داشتهاند؛ بهویژه در این شصتوچند شبی که خیابان در تسخیر آنها بوده است. همراهی همیشگی مردم، علیرغم تمام مشکلات و چالشها، بهویژه در حوزه معیشت و موضوعات اقتصادی، از نکات خیلی مهم پایداری کشور عظیم ایران بوده است.»
وی با تأکید دوباره بر اینکه «علیرغم تمام چالشها و مشکلات، بهویژه اقتصادی و معیشتی که داشتند، مردم پای نظام بودند» گفت: «این موضوع، از محورهای مهم پایداری جمهوری اسلامی ایران است. حالا دولت و قوه مجریه و قوای سهگانه را هم باید در نظر بگیریم؛ البته که رسانه هم در سالهای اخیر به بحثی خیلی مهم تبدیل شده است و از عوامل مهم پایداری محسوب میشود.»
زمین بازی خلیج فارس
این استاد جغرافیای سیاسی با «وام گرفتن» از نظریات کالینز گری گفت: «او در موضوعات راهبردی و استراتژیک میگوید سه موضوع از اهمیت خیلی بالایی برخوردار است: زمین بازی، فرمول بازی و بازیگران. زمین بازی فعلاً محدوده خلیج فارس و کشور جمهوری اسلامی ایران است.»
او درباره بازیگران توضیح داد: «بازیگران متفاوت و متعدد هستند؛ در آن سوی میدان، ایالات متحده و رژیم تروریستی آمریکاست، رژیم تروریستی صهیونیستی و همپیمانانشان در ناتو، برخی کشورهای اروپایی و متأسفانه بعضی کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی که مول این آمریکا را خوردهاند و امنیت را در خلیج فارس و منطقه استراتژیک غرب آسیا از خارج از منطقه میبینند؛ در حالی که تأمین امنیت محدودههای ژئوپلیتیکی مثل خلیج فارس حتما باید بومی، محلی و توسط کشورهای پیرامونی خلیج فارس انجام شود.»
او در مقابل، به بازیگران این سوی میدان اشاره کرد و گفت: «در این سوی میدان، جبهه مقاومت است؛ با میدانداری جمهوری اسلامی ایران، حزبالله لبنان، جیشالشعبی و جبهه مقاومت عراق، انصارالله یمن و البته بعضاً حمایتهای سیاسی برخی از کشورهای شرقی مثل چین و روسیه که بهاصطلاح در حال اتفاق افتادن است.»
وی درباره «فرمول بازی» تأکید کرد: «فرمول بازی هم بهشدت پیچیده است؛ تاکتیکها و راهبردها و استراتژیهایی که برای مدیریت این فرمول پیشبینی میشود، از پیچیدگی و بُغرنجی بالایی برخوردار است. اینجاست که هنر ایرانیان اهمیت پیدا میکند؛ چه در میدان، چه در عرصه دیپلماسی و چه در عرصه رسانه باید خوب عمل کنند.»
او گفت: «بهزعم من، در میدان خیلی خوب بودیم؛ در خیلی از جبههها خوب عمل کردیم. اما به نظر میرسد در حوزه رسانه باید بسیار فعالتر و چابکتر از اینها برخورد کنیم؛ طوری که بعضی از پیامهای رسانهای، در رسانههای رسمی و غیررسمی، میتواند معادلات جهانی، منطقهای، سیاسی و غیره را تحت تأثیر خود قرار دهد. بنابراین، فرمول رسانهای خیلی مهم است و نباید از آن غافل شویم.»
این استاد جغرافیای سیاسی هشدار داد: «بعضی از پیامها و بعضی از اقدامات رسانهای ممکن است شبهه ایجاد کند، تفرقه بیندازد و موجب چندقطبی و دوقطبی شدن کشور شود. باید حواسمان به این نکته باشد.»
وی در ادامه به نقل قولی از هنری کیسینجر اشاره کرد و گفت: «کیسینجر – که همین ماههای اخیر دار فانی را وداع گفت و البته جنایتهای بسیار زیادی را هم رقم زد و در زمان جنگ ویتنام وزیر خارجه وقت ایالات متحده بود میگفت اگر یک کشوری که دارای قدرت نظامی رسمی و کلاسیک است نتواند در مقابل یک قدرت پارتیزانی و غیررسمی به اهدافش برسد، شکست خورده است. آن گروههای پارتیزانی و غیررسمی اگر شکست نخورند، عملاً پیروز میدان هستند.»
او افزود: «من تعبیر ایشان را به جمهوری اسلامی ایران مرتبط میکنم و میگویم نظام سلطه با این همه ارتش و تجهیزات و تکنولوژی کلاسیک، با سردمداری ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی و همپیمانان آنها، اگر در مقابل یک کشور مستقل و تقریباً تنهای جمهوری اسلامی نتوانسته به اهدافش برسد، همین الان شکست خورده است. ما نه تنها نگذاشتیم به اهدافشان برسند، بلکه فراتر از آن، مانند همان گروههای پارتیزانی، نه تنها شکست نخوردیم، بلکه نقشههایشان را نقش بر آب کردیم.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «ما توانستیم آن غفلتی را که نسبت به جغرافیایمان وجود داشت، جبران کنیم و استفاده و حسن استفادهای را که باید از آن میکردیم، بازستانیم؛ یکی از آنها کنترل هوشمندانه تنگه هرمز است. بنابراین قطعا پیروز میدان هستیم.»
وی با تأکید بر اینکه «ایران قبل از جنگ با ایران بعد از جنگ تفاوت کرده و متفاوت شده است» گفت: «نشان به این نشان که به اذعان بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران، دیگر ایران یک ابرقدرت است.»
او نتیجه گرفت: «بنابراین، ما در کنار چند ابرقدرت یا هژمون جهانی مثل ایالات متحده آمریکا، روسیه و چین، امروز جمهوری اسلامی ایران را هم داریم که پس از این بهعنوان یک ابرقدرت مطرح است؛ کشوری که توانسته در مقابل کشورهایی با قدرتهای هستهای و با این همه تجهیزات نظامی و تکنولوژی، ایدئولوژی خود را تحمیل کند؛ ایدئولوژیای که مسلح به فناوریها و تکنولوژی روز شده است و با مدد گرفتن از ملت خود و رهبری داهیانه مقام معظم رهبری، انشاءالله این ابرقدرتی خود را تثبیت خواهد کرد و منافع، اهداف و راهبردهای ملی خود را به منصه ظهور خواهد رساند.»








دیدگاهها