سبد خرید

فرنا، جایی برای روایت قصه‌های ناگفته استادان و دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

vcr farna logo

در میزگرد «فیزیک در زندگی» در دانشگاه فردوسی مشهد مطرح شد؛

از بازار کار و مهاجرت نخبگان تا هوش مصنوعی و افق‌های آینده فیزیک

در میزگرد تخصصی «فیزیک در زندگی» که با حضور دکتر احمد قدسی (عضو هیئت علمی گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد)، دکتر محمود روشن (عضو هیئت علمی گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد)، دکتر کوروش جاویدان (عضو هیئت علمی گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد) و دکتر سید علی حامدموسویان (دانش‌آموخته دکترای فیزیک از دانشگاه مریلند و استاد دانشگاه فردوسی مشهد) و دکتر مسعود تقی آبادی (دکتری علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبائی و استاد دانشگاه فردوسی مشهد) برگزار شد، تصویری چندلایه از وضعیت امروز فیزیک در ایران ترسیم شد. اساتید این نشست با مرور تجربه‌های آموزشی و پژوهشی خود، از تصویر اجتماعی فیزیک و واقعیت بازار کار آن سخن گفتند، به ریشه‌های مهاجرت نخبگان و موانع بازگشت آنان پرداختند، نسبت فیزیک و هوش مصنوعی را واکاوی کردند و در نهایت، افق‌های تازه و بین‌رشته‌ای این علم را برای جذب نسل جدید دانشجویان برشمردند.

فیزیک در زندگی: از تصویر اجتماعی تا تعریف برای مخاطب عام

رسانه پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد (فرنا)؛ میزگرد «فیزیک در زندگی» با طرح یک پرسش ساده اما بنیادین آغاز شد: در جهانی که از ساده‌ترین پدیده‌های روزمره تا پیچیده‌ترین فناوری‌ها، بر زبان و قواعد فیزیک بنا شده است، چرا تصویر این علم در ذهن بسیاری از مردم، علمی خشک، سخت و صرفاً فرمول‌محور است؟ مجری (دکتر مسعود تقی‌آبادی) با اشاره به نقش فیزیک در فناوری‌هایی همچون تصویربرداری پزشکی، موقعیت‌یابی ماهواره‌ای، رصد امواج گرانشی و سامانه‌های پیشرفته الکترونیکی، تأکید کرد که فیزیک در زندگی روزمره حضور پررنگی دارد، اما این حضور برای بخش بزرگی از جامعه و حتی بسیاری از داوطلبان دانشگاهی، به‌ویژه در دانشگاه فردوسی مشهد، ملموس نیست. او سه سؤال را پیش روی اساتید قرار داد: فیزیک را چگونه می‌توان برای مخاطب عام تعریف کرد؟ این علم در آینده چه نوع مشکلاتی از جامعه بشری را می‌تواند حل کند؟ و چرا فیزیک برای مخاطبان عام و بخشی از داوطلبان، جذابیت گذشته خود را از دست داده است؟

دکتر قدسی در پاسخ به این پرسش‌ها، فیزیک را بیش و پیش از هر چیز، تلاشی برای پاسخ دادن به سؤال‌های بنیادی طبیعت دانست. او گفت بخش مهمی از کار فیزیک‌دانان این است که بدانند جهان از چه ساخته شده، چرا ذرات با این ویژگی‌ها وجود دارند، قوانین طبیعت چرا به این شکل‌اند و اگر این قوانین یا ثابت‌های بنیادی عدد دیگری بودند، چه جهانی پیش روی ما قرار می‌گرفت. از نظر او، فیزیک یعنی فهم این‌که کیهان چگونه کار می‌کند و چرا چنین است. در کنار این، او به پرسش‌های ساده‌تری اشاره کرد که می‌تواند برای مخاطبان عمومی جذاب باشد؛ پرسش‌هایی مانند چرایی شکل و ظهور رنگین‌کمان پس از باران یا دلیل شفاف بودن شیشه در برابر جسمی مانند چوب، که می‌تواند دروازه‌ای برای ورود به دنیای فیزیک باشد.

در ادامه بحث، مجری از او و دیگر اساتید خواست تا درباره چگونگی ساده‌سازی مفاهیم پیچیده‌ای مانند خمیدگی فضا–زمان یا گرانش کوانتومی برای مخاطب عام توضیح دهند. دکتر قدسی با اشاره به این نکته که «کسی می‌تواند چیزی را خوب توضیح بدهد که خودش آن را خوب فهمیده باشد»، بر اهمیت هنرِ انتقال مفاهیم علمی تأکید کرد و گفت فیزیک‌دانی که بخواهد برای عموم سخن بگوید، باید بتواند مفاهیم پیچیده را به زبان ساده، با نقاشی، شبیه‌سازی، آزمایش‌های نمایشی و حتی انیمیشن، قابل فهم کند. به اعتقاد او، نمایش اثرات مفاهیم پیچیده (مثلاً نشان دادن اثر باریکه الکترون در تلویزیون‌های لامپی قدیم) می‌تواند مخاطب را با «چه می‌شود» آشنا کند و سپس آرام‌آرام او را به سطحی عمیق‌تر از پرسش و فهم برساند.

در این میان، دکتر جاویدان نیز با تأکید بر این‌که «فیزیک مرز ندارد» و هر کس از زاویه‌ای آن را می‌بیند، گفت توضیح فیزیک برای عموم نوعی هنر است که در کنار فهم عمیق علمی، به بیان و روایت نیاز دارد. او یادآور شد که در جهان، نمونه‌هایی از فیزیک‌دانان مروج علم، توانسته‌اند پیچیده‌ترین مفاهیم فیزیک ذرات یا کیهان‌شناسی را به‌گونه‌ای ساده، جذاب و قابل فهم برای مخاطب عمومی بیان کنند و جای چنین چهره‌هایی در فضای فارسی‌زبان خالی است. به گفته او، پرسش اساسی اکثر کسانی که به سمت فیزیک آمده‌اند همان بوده که «دنیا چگونه کار می‌کند» و همه فعالیت‌های علمی آنان، از کیهان‌شناسی تا فیزیک ذرات و حوزه‌های بین‌رشته‌ای، در امتداد تلاش برای پاسخ دادن به این سؤال معنا می‌یابد.

از سوی دیگر، دکتر حامدموسویان فیزیک را به‌صورت یک «حجم بزرگ دانش» توصیف کرد که می‌تواند تقریباً هر چیزی را که در زندگی روزمره می‌بینیم توصیف کند و در عین حال، مرزی دارد که همان حوزه پژوهش است. او توضیح داد که فیزیک‌دانان هر کدام گوشه‌ای از این مرز را گرفته‌اند و تلاش می‌کنند آن را اندکی جلوتر ببرند؛ چه در مقیاس‌های بسیار بزرگ کیهانی و لحظات اولیه پس از مهبانگ، چه در مقیاس‌های بسیار کوچک هسته‌ای و زیراتمی، و چه در تعامل با سایر علوم مانند زیست‌شناسی و علوم شناختی. برای دانشجویان دوره کارشناسی، فهم همین حجم دانش موجود، خود سرمایه‌ای مهم است که در هر جای جهان و در هر مسیر شغلی می‌تواند به درک عمیق‌تر مسائل کمک کند.

در ادامه این بحث، دکتر روشن نیز با اشاره به مقاله مشهور «ایوجین ویگنر» درباره «کارایی غیرعقلانی ریاضیات در علوم طبیعی»، گفت یکی از شگفتی‌های فیزیک این است که قوانین حاکم بر طبیعت را می‌توان به زبان ریاضی نوشت و این قوانین، در نقاط مختلف جهان یکسان عمل می‌کنند. به گفته او، فیزیک‌دانان کسانی هستند که این قوانین را کشف می‌کنند و با این کار، مجموعه‌ای از پدیده‌ها را قابل توضیح می‌سازند. هر بار که با پدیده‌ای مواجه می‌شویم که با نظریه‌های موجود قابل توضیح نیست، جذاب‌ترین بخش کار فیزیک آغاز می‌شود؛ جایی که باید نظریه‌های جدید، ذرات جدید یا سازوکارهای تازه‌ای را فرض و آزمایش کرد. او به نمونه‌هایی همچون «ماده تاریک» و «انرژی تاریک» اشاره کرد که نه‌فقط مسئله نجوم، بلکه چالشی مشترک برای فیزیک‌دانان ذرات و کیهان‌شناسان است و هنوز پاسخ نهایی آن یافت نشده است.

در جمع‌بندی این بخش، مجری تأکید کرد که از دل سخنان اساتید می‌توان دریافت فیزیک مغزی مشترک دارد که همه فعالیت‌ها در گرایش‌های مختلف، در نهایت به آن اضافه می‌شوند؛ هر کس گوشه‌ای از مرز دانش را کمی جلوتر می‌برد و این علم به‌معنای واقعی «تمام‌شدنی» نیست. او سپس بحث را به دغدغه‌ای سوق داد که برای بسیاری از دانشجویان و خانواده‌ها بسیار مهم است: این‌که فیزیک در آینده چه جایگاهی در جامعه خواهد داشت، چه بازار کاری دارد و چگونه می‌تواند در جهان امروز و فردا، مسائل واقعی را حل کند.

تصویر واقعی بازار کار فیزیک و مهارت‌های فارغ‌التحصیلان

در ادامه میزگرد، یکی از محورهای اصلی بحث به بازار کار فیزیک و تصویری که جامعه از آینده شغلی این رشته دارد اختصاص یافت. دکتر جاویدان که مسئولیت توضیح این بخش را برعهده داشت، سخنان خود را با نقد این تصور رایج آغاز کرد که «فارغ‌التحصیل فیزیک نهایتاً باید معلم شود» و راهی جز تدریس پیش روی او نیست. او تأکید کرد فیزیک‌دان ذهنی کنجکاو و پویا دارد و همواره در تلاش است پدیده‌ها را عمیق‌تر بفهمد و این ویژگی، او را به‌طور طبیعی به سمت حل مسئله و تحلیل می‌برد؛ مهارتی که در حوزه‌های مختلف قابل استفاده است.

او خاطره‌ای از یکی از دانشجویان علاقه‌مند به فیزیک نقل کرد و گفت: زمانی به این دانشجو توصیه کرده بود وارد این رشته نشود، اما پس از توضیح شرایط و دشواری‌ها، علاقه او به فیزیک بیشتر هم شد. به گفته او، در گذشته شرایط به‌گونه‌ای بود که فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف با سهولت بیشتری وارد بازار کار می‌شدند، زیرا گسترش سریع فناوری، نیاز گسترده‌ای به پژوهشگر، مهندس و نیروی متخصص ایجاد کرده بود. در آن دوره، حتی اگر کسی بدون علاقه وارد دانشگاه می‌شد، با کمی تلاش می‌توانست شغل مناسبی پیدا کند؛ اما این وضعیت در سال‌های اخیر، نه‌فقط در ایران، بلکه در بسیاری از کشورها تغییر کرده است.

دکتر جاویدان با استناد به آمارهای آمریکا و کانادا، توضیح داد که حدود ۶۰ درصد دانشجویان فیزیک در آمریکا و نزدیک به ۷۰ درصد در کانادا در سال‌های اول یا دوم، رشته خود را ترک می‌کنند یا تغییر می‌دهند. با این حال، به دلیل گستردگی اقتصاد و تنوع فرصت‌های شغلی، این تغییر مسیرها به بحران بیکاری تبدیل نمی‌شود. او افزود که نرخ بیکاری میان فارغ‌التحصیلان ریاضی و فیزیک در این کشورها حدود یک درصد است، در حالی که این رقم برای بسیاری از رشته‌های دیگر حدود سه درصد گزارش شده است. این به آن معناست که بخش قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان فیزیک احتمالاً در مشاغلی فعالیت می‌کنند که مستقیماً با فیزیک هم‌راستا نیست، اما مهارت‌های آموخته‌شده در این رشته، آن‌ها را توانمند کرده تا در حوزه‌های دیگر شغل پیدا کنند.

او به تجربه شخصی خود از همکار توانمندی اشاره کرد که در دوران انجام رساله دکتری با او همکاری داشت و چند سال بعد خبر داد که در بانک مشغول به کار شده و از کار خود لذت می‌برد. این مثال برای او نشان‌دهنده این بود که رضایت شغلی و استفاده از مهارت‌های تحلیل و حل مسئله، در حوزه‌های متنوعی امکان‌پذیر است و لزوماً نباید به معنای فعالیت در چارچوب سنتی دانشگاهی یا آموزشی باشد.

به گفته او، بسیاری از مهارت‌هایی که دانشجویان فیزیک به دست می‌آورند، به‌طور غیرمستقیم و طی سال‌های مواجهه با مسائل سخت و حل‌نشده شکل می‌گیرد. مواجهه با حجم گسترده‌ای از ریاضیات، تفکر عمیق درباره مسائل پیچیده و کار با مدل‌های نظری و عددی، ذهن آن‌ها را برای تحلیل و حل مسائل پیچیده آماده می‌کند. بر اساس آمار، حدود ۴۰ درصد فارغ‌التحصیلان فیزیک اعلام کرده‌اند شغلشان مستقیماً با فیزیک مرتبط است و ۶۰ درصد دیگر از مهارت‌های آموخته‌شده در حوزه‌های دیگر استفاده می‌کنند.

او همچنین تأکید کرد تحصیل در فیزیک معمولاً دیرتر از برخی رشته‌های مهندسی به نتیجه اقتصادی می‌رسد و کسانی که وارد این رشته می‌شوند، باید آمادگی صرف زمان طولانی‌تر برای تحصیل و پیشرفت علمی را داشته باشند. در عین حال، تأکید کرد که امروز دیگر نمی‌توان صرفاً به اتکای داشتن مدرک دانشگاهی شغل پیدا کرد؛ بسیاری از حوزه‌ها اشباع شده‌اند و لازم است افراد تحصیل‌کرده خودشان فرصت شغلی ایجاد کنند. به باور او، فیزیک در محیط‌هایی بیشترین رشد را دارد که فناوری در سطوح پیشرفته در حال توسعه است و مسئله‌ای واقعی برای حل کردن وجود دارد. در شرایطی که بخش بزرگی از فناوری‌ها و تجهیزات صنعتی از خارج وارد می‌شود و مسائل اصلی از بیرون حل می‌شود، فرصت‌های شغلی مرتبط با فیزیک نیز محدودتر می‌شود.

دکتر جاویدان سپس با مقایسه‌ای میان چین، آلمان و ایران، نشان داد که در اغلب کشورها تعداد دانشجویان مهندسی برق چندین برابر دانشجویان فیزیک است. برای نمونه، در چین سالانه حدود ۵۰ هزار نفر در مهندسی برق و ۱۶ هزار نفر در فیزیک تحصیل می‌کنند، در آلمان حدود ۷۳ هزار نفر مهندسی برق و ۶ هزار و ۳۰۰ نفر فیزیک می‌خوانند و در ایران حدود ۱۱ هزار و ۲۰۰ نفر در مهندسی برق در مقابل حدود ۲ هزار و ۸۷۳ نفر در فیزیک پذیرش می‌شوند. او در ادامه با اشاره به آمار کانادا گفت نرخ بیکاری مهندسی برق در این کشور حدود ۳.۱ درصد و برای فیزیک حدود یک درصد گزارش شده است؛ وضعیتی که تا حدی ناشی از تعادل میان تعداد دانشجویان و نیاز بازار کار است.

مهاجرت نخبگان فیزیک و موانع بازگشت

بخش دیگری از میزگرد به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امروز جامعه علمی ایران اختصاص یافت: مهاجرت نخبگان و کاهش انگیزه برای بازگشت. مجری با اشاره به این‌که بسیاری از دانشجویان وقتی آینده روشن و مشخصی در داخل کشور نمی‌بینند به مهاجرت فکر می‌کنند، از اساتیدی که خود این مسیر را تجربه کرده یا نزدیکانشان مهاجرت کرده‌اند پرسید چرا این خروج اتفاق می‌افتد و برای ایجاد انگیزه بازگشت چه باید کرد. آیا باید حس تعلق را در آن‌ها تقویت کرد، زیرساخت‌ها را بهبود بخشید، انگیزه‌های مالی فراهم کرد یا زیستی سالم در یک جامعه آکادمیک برایشان رقم زد؟

در پاسخ تأکید شد که این پدیده تنها به ایران محدود نیست؛ در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز دانشجویان فیزیک و مهندسی تمایل دارند به آمریکا مهاجرت کنند، زیرا این کشور طی حدود صد سال اخیر در لبه علم و تکنولوژی قرار داشته و بخش عمده‌ای از پیشرفت‌های مرز دانش در آنجا اتفاق افتاده است. بنابراین، جریان مهاجرت، بخشی از نظم جهانی است و آمریکا به‌عنوان یک ابرقدرت علمی و فناوری، مقصد اصلی بسیاری از پژوهشگران از کشورهای مختلف است. با این حال، در کشورهایی که از نظر اقتصادی ضعیف‌تر و از نظر مدیریتی با چالش‌های بیشتری روبه‌رو بوده‌اند، مانند ایران، اثرات این مهاجرت ملموس‌تر و گسترده‌تر است.

یکی از اساتید که خود پس از تحصیل در خارج از کشور به ایران بازگشته بود، با صراحت از موانع اقتصادی و ساختاری سخن گفت. او توضیح داد که بسیاری از افراد در خارج از کشور با درآمد سالانه‌ای در حدود ۶۰ تا ۱۵۰ هزار دلار فعال‌اند و بازگشت به ایران می‌تواند به معنای کاهش درآمد به حدود ۶ هزار دلار در سال و حتی کمتر باشد. این فاصله عظیم، به‌طور طبیعی انگیزه بازگشت را تضعیف می‌کند. بسیاری از افراد می‌گویند شاید چند سال کار کنند و پس‌انداز کافی جمع کنند و سپس بازگردند، اما در عمل با گذشت زمان، به زندگی و محیط جدید عادت می‌کنند و با بالا رفتن سن، بازگشت دشوارتر می‌شود. به گفته او، مهاجرت خود تصمیمی دشوار است و بازگشت، به‌ویژه پس از شکل‌گیری خانواده و تثبیت موقعیت شغلی، نیازمند انگیزه‌های بسیار ویژه‌تری خواهد بود.

او در عین حال، از مشکلات سیستم اداری و ساختارهای موجود انتقاد کرد. به گفته او، اگر فردی همان مسیر تحصیلی را در داخل طی کرده بود، بسیاری از مراحل اداری مانند موضوع سربازی یا تأیید مدرک، پیش‌تر حل شده بود. اما در مورد او، با وجود گذشت حدود پنج سال از بازگشت، هنوز برخی از این مسائل به‌طور کامل حل نشده است و فرآیندهای ساده‌ای مانند ارزیابی و تأیید مدرک و انجام مراحل اداری، طولانی و فرساینده است. او سیستم اداری را «فشل» توصیف کرد؛ سیستمی که در آن چندین کارمند و کارشناس درگیر می‌شوند، کارها زمان زیادی می‌برد و فرد باید دائماً پیگیری کند، زیرا اگر پیگیری نکند، کار متوقف می‌شود. به گفته او، برای قشر تحصیل‌کرده و پژوهش‌گر که ترجیح می‌دهد زمان خود را صرف فکر کردن به مسائل علمی کند، این نوع پیگیری‌های مکرر اداری، بسیار آزاردهنده است.

در کنار این، مسائل فرهنگی و عاطفی نیز مطرح شد. بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند در کنار خانواده خود زندگی کنند و اگر رفاه نسبی در داخل فراهم باشد، میل به بازگشت نیز وجود دارد. اما زندگی در غرب یا کشورهای دیگر، با تفاوت‌های فرهنگی، احساس غربت و دغدغه‌هایی در مورد آینده فرزندان همراه است. کسانی که سال‌ها در جوامع دیگر زندگی کرده‌اند، گاه احساس می‌کنند فرزندانشان از نظر فرهنگی فاصله‌ای با آن‌ها دارند که بازگشت را پیچیده‌تر می‌کند. با این حال، بسیاری از آن‌ها تمایل دارند به ایران بیایند و در اینجا فعالیت کنند، اما در عمل با مجموعه‌ای از موانع اقتصادی و ساختاری روبه‌رو می‌شوند که این تمایل را عقیم می‌گذارد.

در جمع‌بندی این بخش، تأکید شد که دو عامل اصلی در ممانعت از بازگشت نخبگان فیزیک، یکی عامل اقتصادی و دیگری نحوه استقبال و عملکرد سیستم اداری است. در پاسخ به پرسشی درباره راهکارها، گفته شد می‌توان بخش بزرگی از موانع را برطرف کرد؛ همان‌گونه که در برخی حوزه‌ها، طی پانزده سال گذشته، تشریفات زائد حذف و فرآیندها کوتاه‌تر شده است. بسیاری از مراحل اداری غیرضروری‌اند و می‌توان آن‌ها را با استفاده از فناوری و خودکارسازی حذف کرد. با توجه به شناخته‌شده بودن دانشگاه‌های معتبر جهان و نظام‌های ارزیابی بین‌المللی، ضرورتی ندارد فرآیند تأیید مدارک طولانی و پیچیده باشد. همچنین، درباره موضوع سربازی نیز پیشنهاد شد مسئولان کشور به‌طور جدی بررسی کنند که آیا به صلاح است فردی به‌خاطر سربازی اصلاً به کشور بازنگردد، یا باید سازوکاری طراحی شود که او بتواند بدون مانع جدی، به کشور بازگردد و فعالیت علمی و آموزشی خود را ادامه دهد.

بخش نخست نشست

آموزش، اقتصاد پژوهش و نقش هوش مصنوعی

در بخش دیگری از میزگرد، با طرح سؤالی خطاب به دکتر روشن، بحث به‌طور خاص به مسئله آموزش، اقتصاد پژوهش و نقش هوش مصنوعی در آینده فیزیک کشیده شد. مجری با اشاره به آمارهایی که دکتر جاویدان درباره کاهش علاقه به فیزیک و مهاجرت نخبگان ارائه کرده بود، از دکتر روشن پرسید که به نظر او ریشه این وضعیت چیست؛ آیا مشکل در بازار کار است، یا سختی رشته، تصویر اجتماعی و شناخت سطحی از فیزیک، یا ضعف در نظام آموزشی و شرایط اقتصادی؟

دکتر روشن پاسخ داد که مجموعه‌ای از عوامل دست‌به‌دست هم داده‌اند تا وضعیت کنونی شکل گرفته باشد. او تأکید کرد که نظام آموزشی، به‌ویژه در حوزه آموزش فیزیک، به‌روز نیست و ما در آموزش فیزیک مدرن، از فاصله‌ای جدی رنج می‌بریم. از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی کشور را نمی‌توان نادیده گرفت؛ زیرا تأثیر بسیار جدی بر تصمیم‌گیری دانشجویان و حتی اساتید دارد. به گفته او، در دانشگاه فردوسی مشهد، همچنان به اندازه درخواست گروه، دانشجو جذب می‌شود؛ اما پرسش مهم این است که از میان این دانشجویان، چه تعداد واقعاً علاقه‌مندند و حاضرند با وجود همه سختی‌ها تا پایان مسیر بمانند.

او نسل جدید را آگاه‌تر از گذشته دانست و گفت بسیاری از داوطلبان به‌خوبی می‌دانند کدام رشته بازار کار دارد و کدام ندارد. آن‌هایی که به‌طور جدی به فیزیک علاقه‌مندند، با شناخت شرایط موجود وارد می‌شوند و می‌مانند، اما پس از ورود، به دو دسته تقسیم می‌شوند: گروهی که معمولاً به دانشگاه‌های برتر کشور مانند صنعتی شریف می‌روند و از آنجا اغلب مهاجرت می‌کنند، و گروهی دیگر که دانشجویان خوب دانشگاه‌هایی مانند فردوسی مشهدند و در داخل کشور ادامه تحصیل می‌دهند. به باور او، مشکل اصلی در «خروجی» است؛ یعنی در مرحله‌ای که باید از میان این علاقه‌مندان، فیزیک‌دانانی تربیت شوند که بتوانند در سطحی بالا، کار نظری یا تجربی جدی انجام دهند.

او توضیح داد که بسیاری از دانشجویان علاقه‌مند در دوره دکتری با مشکل جدی حمایت مالی مواجه‌اند. در حالی‌که در بسیاری از کشورها، دانشجوی دکتری به‌عنوان نیروی پژوهشی حقوق دریافت می‌کند، در ایران چنین حمایت مشخصی وجود ندارد. از سوی دیگر، استادان به دلیل محدودیت‌های مالی و ساختاری، نمی‌توانند در کنفرانس‌های علمی مختلف شرکت کنند، سفرهای علمی بروند، روی مسائل جدی کار کنند یا کارهای انجام‌شده را ارائه و بازخورد دریافت کنند. این رفت‌وآمدها، به گفته او، مسیر پژوهشی را اصلاح و غنا می‌بخشد، اما در سال‌های اخیر، این امکان تا حد زیادی از بین رفته است. دانشجویان نیز فرصت‌های مطالعاتی محدود و دشواری برای حضور در کنفرانس‌ها دارند؛ تا آنجا که به‌سختی می‌توان دانشجویی را به فرصت مطالعاتی فرستاد. نتیجه این است که هم استاد و هم دانشجو در مضیقه‌اند و در نهایت، خروجی یک فیزیک‌دان درجه یک، که بتواند کار مهمی انجام دهد، حاصل نمی‌شود.

دکتر روشن علاوه بر این، بر نقش آموزش و پرورش تأکید کرد و گفت سطح سواد فیزیک و ریاضیات دانش‌آموزانی که از دبیرستان وارد دانشگاه می‌شوند، نسبت به گذشته پایین‌تر شده است، در حالی که این دو پایه‌های اساسی فیزیک‌اند. او افزود که می‌توان در دوره کارشناسی، با صرف انرژی، دانشجویان را با نمونه‌های موفق داخلی و خارجی آشنا کرد و نشان داد که دانشجوی فیزیک، در کنار تحصیلات دانشگاهی، می‌تواند در حوزه‌های دیگری نیز فعالیت کند. او به شرکت «انگاریوم توس» اشاره کرد که اعضای آن عمدتاً دانشجویان فیزیک‌اند و از جمله پروژه‌های مهمشان طراحی سامانه هشدار سریع زلزله تهران بوده است و اکنون در فکر اجرای آن برای مشهد هستند. به گفته او، در جلسه‌ای که روز قبل درباره این شرکت برگزار شده بود، پروژه‌های متعدد دیگری در حوزه فرودگاه‌ها و سازه‌های مختلف معرفی شد که نشان می‌دهد چگونه فیزیک‌دانان می‌توانند در حل مسائل واقعی نقش ایفا کنند.

با این حال، او تأکید کرد که نمی‌توان مشکلاتی را که خود اساتید با آن مواجه‌اند، پنهان کرد؛ از جمله فشارهای مختلف که تمرکز بر آموزش و پژوهش را دشوار می‌کند. او گفت مجموعه این عوامل، در کنار هم، وضعیت فعلی را رقم زده است. در ادامه، بحث به‌طور طبیعی به موضوع هوش مصنوعی کشیده شد. دکتر روشن با اشاره به خاطره‌ای از سفر به دانشگاه برمن و گفت‌وگو با فیزیک‌دانانی که در حوزه هوش مصنوعی کار می‌کردند، گفت یکی از آن‌ها معتقد بود زمانی هوش مصنوعی را در فیزیک جدی می‌گیرد که نگران شود این فناوری بتواند مستقل از انسان، قوانین فیزیک را کشف کند؛ یعنی خود مسئله طرح کند، آزمایش طراحی کند، آن را حل کند و قانون جدیدی بیابد. او افزود که در آن زمان، چنین چیزی واقع‌بینانه نبود و در حوزه هوش مصنوعی نسبت به واقعیت اغراق زیادی وجود داشت، اما اکنون شرکت‌هایی هستند که فیزیک‌دانان را دعوت می‌کنند تا مسئله حل کنند و طرز فکر خود را به ماشین‌ها آموزش دهند.

در ادامه، دکتر قدسی به نوشته‌ای اشاره کرد که در آن، از مدیران شرکت‌هایی مانند انویدیا پرسیده شده بود اگر قرار باشد به یک نفر توصیه کنید در عصری که به سمت هوش مصنوعی می‌رویم چه رشته‌ای بخواند، چه می‌گویید و آن‌ها تأکید زیادی بر فیزیک کرده بودند. او بر این باور است که ماشین‌ها هنوز فاصله زیادی تا توانایی فکر کردن مانند انسان دارند، هرچند برخی پژوهشگران معتقدند به‌زودی به آن نقطه نزدیک می‌شویم. به گفته او، انسان می‌توانند چیزی را از بیرون «جعبه دانسته‌ها» وارد این جعبه کند، در حالی که هوش مصنوعی فعلی داخل همین جعبه محدود است. با این وصف، او استفاده از هوش مصنوعی را در فیزیک بسیار مفید می‌داند؛ به این معنا که می‌توان کارهای تکراری و محاسبات طولانی را به ماشین سپرد و فرصت بیشتری برای یادگیری و تفکر عمیق‌تر فراهم کرد.

در کنار این مباحث، دکتر قدسی به تجربه‌های شخصی خود نیز اشاره کرد و گفت تعداد زیادی از دانشجویانش، از جمله دکتر حامد موسویان، به خارج از کشور رفته‌اند و تنها یکی از آن‌ها بازگشته است. او از احساس خود هنگام خداحافظی با این دانشجویان گفت و این‌که چگونه می‌بیند در خارج از کشور، توانایی‌های آن‌ها بیشتر دیده و قدر دانسته می‌شود، در حالی که در داخل، امکان بهره‌گیری از آن‌ها در سطحی که شایسته است فراهم نیست. او افزود نمی‌توان انتظار داشت کسانی که با عشق به فیزیک مهاجرت کرده‌اند و در خارج در مسیر علمی مناسبی قرار گرفته‌اند، همه این مسیر و علاقه را کنار بگذارند و به کشوری بازگردند که ممکن است در آن بیکار بمانند یا با ساختاری فرساینده روبه‌رو شوند.

افق‌های آینده فیزیک و ظرفیت‌های ناشناخته برای جذب دانشجو

بخش پایانی میزگرد به افق‌های آینده فیزیک و ظرفیت‌هایی اختصاص یافت که می‌تواند برای نسل جدید دانشجویان جذاب باشد و تصویری امیدبخش‌تر از این رشته ارائه کند. در ابتدای این بخش، این پرسش مطرح شد که در دل هر بی‌نظمی و چالش، چه فرصت‌هایی برای فیزیک وجود دارد و کدام وجوه کمترشناخته‌شده آن می‌تواند به‌عنوان نقطه‌ای برای جذب دانشجو مطرح شود.

دکتر جاویدان در پاسخ، توضیح داد که در طول تاریخ فیزیک، دوره‌هایی وجود داشته است که برخی بخش‌ها برجسته‌تر شده‌اند؛ دوره‌هایی که در آن‌ها، به دلیل کار بیشتر دانشمندان و فهم عمیق‌تر مفاهیم، آن حوزه‌ها هم در نظریه و هم در کاربرد اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. او گفت امروز می‌توانیم بگوییم در «دوره کوانتوم» هستیم؛ دوره‌ای که در آن فهم ما از فیزیک کوانتومی افزایش یافته و این فهم، نه فقط بر فیزیک بلکه بر فلسفه، الهیات و حتی برخی حوزه‌های هنر و علوم انسانی تأثیر گذاشته است. به گفته او، هر قدم کوچکی که در فهم مفاهیم کوانتومی برداشته می‌شود، می‌تواند افق‌های بزرگی بگشاید؛ همان‌گونه که در گذشته، پیشرفت در نسبیت یا ترمودینامیک، جهان‌بینی و فناوری بشر را دگرگون کرد.

در ادامه، از دکتر روشن درباره وجوه ناشناخته و پرسش‌های بزرگ فیزیک سؤال شد. او گفت در فیزیک، سؤال‌های بزرگی وجود دارد که شاید همه را جذب نکند، اما برای دانش‌آموزان و دانشجویان سطح بالاتر، مانند المپیادی‌ها، جذاب است و آن‌ها را به پیگیری جدی این حوزه‌ها ترغیب می‌کند. او به حوزه‌هایی مانند «گرانش کوانتومی» اشاره کرد که هنوز چالشی بسیار بزرگ و حل‌نشده است و از نظر نظری «حالا حالاها» کار دارد. او مثال دانش‌آموزی را آورد که در کلاس‌های المپیاد با گرانش کوانتومی آشنا شد، در دانشگاه آن را پی گرفت، به دانشگاه صنعتی شریف رفت و اکنون این مسیر را ادامه می‌دهد؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد معرفی این موضوعات تخصصی به‌صورت ساده و الهام‌بخش، می‌تواند جهت‌گیری علمی نسل جدید را شکل دهد.

در کنار این، او به حوزه‌هایی مانند «کامپیوتر کوانتومی» و «رایانش کوانتومی» پرداخت که عمر آن‌ها کمتر از سه دهه است و رشد سریعی در هر دو بعد نظری و کاربردی داشته‌اند. او گفت روند رشد این حوزه‌ها، از نظر تعداد کیوبیت‌ها و مقالات، شبیه رشد کامپیوتر کلاسیک است، با این تفاوت که شیب رشد در برخی موارد حتی تندتر است. به باور او، اگر این روند ادامه یابد، آینده روشنی در انتظار این حوزه‌هاست و می‌توان آن‌ها را برای نسل جدید همان نقشی دانست که انتخاب رشته کامپیوتر برای نسل‌های پیشین داشت.

در ادامه، به گرایش‌هایی مانند «فیزیک حالت جامد» اشاره شد که گرایشی بسیار پرکاربرد و نزدیک به فناوری‌های امروز است. بخش قابل توجهی از تکنولوژی‌های روز، از صفحه‌نمایش‌ها و باتری‌های گوشی‌های هوشمند گرفته تا پردازنده‌ها و حسگرهای دوربین‌ها، حاصل دستاوردهای حالت جامد است. با این وجود، تجربه اساتید نشان می‌دهد که دانشجویان در دوره کارشناسی به اندازه کافی با این گرایش آشنا نمی‌شوند و در نتیجه کمتر به سمت آن می‌روند، در حالی که این حوزه می‌تواند آینده شغلی مناسبی فراهم کند. به گرایش‌های دیگری مانند اپتیک و حوزه‌های بین‌رشته‌ای نیز اشاره شد؛ حوزه‌هایی که در دانشگاه فردوسی به‌صورت گرایش مستقل زیرمجموعه فیزیک وجود ندارد، اما می‌توانند زمینه کار و پژوهش بسیار گسترده‌ای داشته باشند.

دکتر قدسی در این بخش، بر اهمیت حوزه‌های بین‌رشته‌ای تأکید کرد و گفت دانش‌آموزان و دانشجویان باید بدانند اگر فیزیک را دوست دارند و در عین حال، خانواده یا جامعه انتظار دارند به سمت رشته‌های کاربردی‌تر بروند، شاخه‌هایی مانند «بیوفیزیک» و «فیزیک پزشکی» وجود دارد که در آن‌ها می‌توان فیزیک خواند و هم‌زمان در حل مشکلات پزشکی و زیستی نقش داشت. او مثال‌هایی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد آورد که روی موضوعاتی مانند «انتقال مواد در سلول‌ها» کار کرده‌اند و از همین مسیر به مراکز بزرگ جهان رفته‌اند تا در شاخه‌های بین‌رشته‌ای فعالیت کنند و برای نمونه، در تلاش برای یافتن راه‌حل‌های پایدار برای بیماری‌هایی مانند سرطان مشارکت داشته باشند.

او تأکید کرد یکی از کارهای مؤثر برای جذب و حفظ مخاطبان فیزیک، دعوت از فارغ‌التحصیلان موفقی است که از این دانشگاه به جاهای دیگر رفته‌اند؛ چه برای حضور فیزیکی و چه از راه دور. این کار باعث می‌شود دانشجویان بفهمند میدان عمل فیزیک بسیار گسترده‌تر از چند گرایش مشهور مانند نظریه ریسمان یا گرانش کوانتومی است و می‌توان با استفاده از فیزیک، در حل مسائل بسیار متنوعی نقش ایفا کرد. او همچنین به ظرفیت کالج دانشگاه فردوسی و فعالیت‌های ترویج علم اشاره کرد و گفت این کالج، با دوره‌ها و برنامه‌های متنوع، سایت جذاب و مدارک معتبر، می‌تواند حلقه وصل میان جامعه علمی داخل دانشگاه و جامعه علمی خارج از دانشگاه باشد و مانند یک خانواده علمی، افراد را گرد هم آورد.

در پایان، بر این نکته تأکید شد که فیزیک در ایران با نوعی تناقض روبه‌روست: از یک سو، علمی است با ظرفیت بالا در تربیت «حل‌کنندگان مسئله» و قرار گرفتن در قلب فناوری‌های آینده، و از سوی دیگر، با تصویر اجتماعی منفی، بازار کار محدود داخلی، موج مهاجرت و ساختارهای اداری فرساینده دست‌وپنجه نرم می‌کند. با این حال، اساتید حاضر در میزگرد، با اشاره به ظرفیت‌های ناشناخته‌ای مانند رایانش کوانتومی، فیزیک حالت جامد، فیزیک پزشکی، بیوفیزیک و حوزه‌های بین‌رشته‌ای، امیدواری خود را برای جذب نسل جدید ابراز داشتند؛ مشروط بر آن‌که تصویر اجتماعی فیزیک اصلاح شود، آموزش به‌روز گردد و ساختارها برای حفظ و جذب نخبگان بازتعریف شود.

بخش دوم نشست

 

QR Code for this مطلب
65

دیدگاه‌ها